تبليغاتX
مـنــظـومـه ی مـجنــون

مـنــظـومـه ی مـجنــون
 
منظومه ای از جنس نور
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ ﴿4﴾
خداوند کسانی را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند گوئی بنایی آهنین اند !
.
این آیه را که خواندم بی اختیار به یاد جانبازان افتادم ، عزیزانی که هرگاه از آنها می پرسیم آیا اگر دوباره به گذشته برگردید همین راه را بر می گزینید یا نه و آیا اصلا پشیمان نشدید ؟؟؟
در جوابمان فقط با لبخندی می گویند صدها بار هم برگردیم باز همین راه را انتخاب می کنیم با همه ی مشکلات و سختیهایش ....
راستش فهمیدن این گفته تا قبل از خواندن این آیه سخت بود حالا خوب می دانم آنها هیچگاه پشیمان نمی شوند اصلا دلیلی برای پشیمانی ندارند چون خوب می دانند که راهی که برگزیدند در نزد خدا بهترین است روح بزرگشان شایسته ی والاترین و باارزش ترین پاداش هاست و چه پاداشی ارزشمندتر از اینکه راهت راه خداست راهی که تو را جزو بهترینها می کند ...


آری تازه فهمیدم چقدر افکار کوچکی دارم که برای جواب بزرگان به دنباله دلایله زمینیم ...
 چقدر کوچکم که هنوز نمی فهمم آنها چه می گویند و امروز تازه اندکی بزرگ شدم تازه قطره ای از دریای ندانسته هایم کم شد ....
آری آنها حاضر شدند جانشان را در مقابله دوست داشتن خدا بدهند همانطور که خدا گفته است
کسانی را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند گوئی بنایی آهنین اند ! خوشا به حالشان چه معامله ای کردند ...


پ.ن : خداجون خوب میدونم که پیکار فقط ایستادن در برابر ظلم  نیست پس کمکم کن راه ها را خوب ببینم و درست انتخاب کنم ....


پیوست : در ادامه مطلب به بیان تفاسیر موجود درباره ی این آیه ی شریفه پرداخته شده است  .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره ی شب

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿2﴾
اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! چرا سخنى می ‏گویید که عمل نمی ‏کنید؟!

كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿3﴾
نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنى بگویید که عمل نمی ‏کنید !
امروز با یکی از دوستانم قرارداشتم اما 6 دقیقه دیر رسیدم نمی دونید چقدر ناراحت و شرمنده بودم کلی حرص خوردم و در راه با خودم سر اینکه چرا کمی زودتر آماده نشدم تا بدقول نشم کلنجار می رفتم تا بالاخره رسیدم .
من امروز بابت دیر رسیدن شرمنده ی دوستم شدم و در طول این سالهایی که از بودنم می گذره ،گاه و بی گاه بر سر عمل نکردن به قولهایی که دادم عذر خواهی کردم جزو آدمهای بد قول نیستم چون همیشه می گم " آدم بدقول پیش دوست و آشنا حسابی نداره "اما خب واقعیته که گاهی به خاطره اشتباهاتم و یا پیش بینی نکردن اتفاق های پیش رو به حرف هایی که زدم عمل نکردم اگر چه منکر این قضیه نمی شم که من همیشه شهامت گفتن واقعیت رو نداشتم و شده راست نگم و بهانه بیارم تازه اگر خدایی نکرده دروغ نگفته باشم و این بهانه تراشی ها برای دور کردن تقصیر از خودم و ترس از دلخوری طرف مقابل بود اگر چه دلیله موجهی نیست.



حالا که خوب نگاه می کنم می بینم وای چه کردم .... با خدایی که از همه بیشتر من و دوست داره و از همه بهم نزدیکتره چه قرارهایی گذاشتم و چه قول هایی دادم که عمل نکردم ، شرمنده ام شرمنده ی خدایی که خودش گفته از بد قولی و عمل نکردن به گفته ها خشمگین میشه .
می دونم خداجون مجبور نبودم قول بدم ، مجبور نبودم حرفی بزنم که نمی تونم عمل کنم چقدر خواسته هایی که ازت خواستم و بهم دادی و من یادم رفته چه قولی دادم .
ترسناکه بگم گاهی عادت کردم بدونه فکر قول بدم ، گاهی فراموش می کنم چه قراری گذاشتم .

پ.ن : خداجون شبای قدر خیلی چیزها ازت خواستم واسه خیلی از گناه هام طلب بخشش کردم می ترسم امسال دوباره قرارام یادم بره فراموش کنم قولایی رو که دادم واسه همین امسال این دعام و برآورده کن که همیشه حواسم به زبانم باشه چیزی نگم که نتونم بهش عمل کنم .





پیوست : در ادامه مطلب به بیان تفاسیر موجود درباره ی این آیات شریفه پرداخته شده است  .


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ستاره ی شب